خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
شعر عكس داستان سینما طنز
غزل ها
5 دی 1387
ابوالقاسم حسینجانی
18 آذر 1387
فاضل نظری
14 آذر 1387
عباس احمدی
6 آذر 1387
سیدضیاءالدین شفیعی
9 آبان 1387
محمدعلی بهمنی
رباعی
17 تیر 1387
10 فروردین 1387
گزیده ای از رباعیات
6 آذر 1386
24 مهر 1386
3 شهریور 1386
امیرعلی مصدق
شعر سپید
9 دی 1387
سیداحمد نادمی
5 دی 1387
حمیدرضا شكارسری
9 آبان 1387
22 مهر 1387
مثنوی
14 خرداد 1387
10 خرداد 1387
27 اسفند 1386
چهار پاره
11 آبان 1387
علی عباس‌نژاد
8 فروردین 1387
6 فروردین 1387
غلامحسین عمرانی
11 اسفند 1386
شعر نو
23 آذر 1387
دكتر محمدرضا تركی
9 آبان 1387
30 مرداد 1387
دکتر محمدعلی شیخ‌الاسلامی
29 مرداد 1387
نقد و بررسی یک شعر
5 آذر 1387
فریبا یوسفی
9 خرداد 1387
ترانه
3 شهریور 1387
14 اسفند 1386
14 مهر 1386
شعر ترجمه
13 تیر 1387
28 آذر 1386
یک کتاب ، یک شاعر
4 دی 1387
مژگان عباسلو
18 اردیبهشت 1387
13 اردیبهشت 1387
5 اسفند 1386
26 آبان 1386
گفتگو با شاعران
12 مرداد 1387
13 اردیبهشت 1387

سلام!
لابد در این روزهای آغازین بیست و یکمین نمایشگاه کتاب تهران، شما هم مثل من در تب و تاب خریدن کلی کتابهای خوب هستید و لابد خیلی از شما هم مثل من، بارها و بارها جلوی بسیاری از غرفه های نمایشگاه ایستاده اید و با تردید کتابی را برداشته و تورق کرده اید و بالاخره هم بعد از کلی سبک سنگین کردن، دست خالی به سراغ غرفه ی دیگر رفته اید و تکرار همان حکایت کرده اید. به واقع هم در این آشفته بازار نشر -که هر روز کتاب تازه ای از مولفی تازه به چاپ می رسد-  انتخاب یک کتاب خوب سخت است به خصوص از حوزه ی ادبیات و اگر قدری تخصصی تر بخواهیم نگاه کنیم در حیطه ی شعر.
حقیقت، در ابتدای نگارش این سطور دغدغه ای داشتم و آن اینکه «آیا لزوماً باید به معرفی تازه های نشر در حیطه ی شعر بپردازم یا می توانم هر کتاب خوبی را که به ذهنم رسید برای دوستان علاقمند معرفی کنم تا بتوانند از نمایشگاه تهیه اش کنند؟».  از آنجا که قصد دوستان در لوح - در این روزهای آغاز به کار نمایشگاه بین المللی کتاب تهران- معرفی کتابهای خوب است برای خواندن، بهتر دیدم رویه ی دوم را پیش بگیرم ضمن آنکه سعی خواهم کرد کتابهای پیشنهادی را حتی الامکان از تازه های نشر انتخاب کنم.

به برکت وجود «سید مهدی شجاعی» در عرصه ی نشر در سالهایی نه چندان دور -شاید یک قدری بعدتر از سوختن «نیستان» که با هزار بوستان و گلستان جای خالی چنان نشریه ی روحنوازی پر نشده است - کتابهای شعری در انتشارات «کتاب نیستان» سید مهدی شجاعی چاپ شد تحت عنوان «گزیده ی ادبیات معاصر». این کتابها که شامل حداقل 100 دفتر می شود نخستین گزیده ای است که اغلب اشعار شاعران جوان معاصر را در بر می گیرد. من نمی دانم در نمایشگاه کتاب امسال نیز انتشارات «کتاب نیستان» شرکت کرده است یا خیر اما اگر سرتان درد نمی گیرد، پیشنهاد می کنم حتماً سری به غرفه ی این انتشارات بزنید که دست خالی برنمی گردید.
با هم چند بیت از کتاب شماره ی 39 این مجموعه را که اختصاص دارد به شعرهای آقای دکتر بهروز یاسمی می خوانیم:

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم
چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم
به تو آری به تو - یعنی به همان منظر دور
به همان سبز صمیمی، به همان باغ بلور
به همان سایه، همان وهم، همان تصویری
که سراغش را از شعر خودم می گیری
به همان زل زدن از فاصله ی دور به هم
یعنی آن شیوه ی فهماندن منظور به هم
به تبسم به تکلم به دلارایی تو
به خموشی به تماشا به شکیبایی تو
به نفس های تو در سایه ی سنگین سکوت
به سخن های تو با لهجه ی شیرین سکوت
شبحی چند شب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است...


این روزها کتابهای خوبی در راستای معرفی شاعران جوان و خوش قلم در حیطه ی شعر به بازار می آید. یکی از این مجموعه ها که امسال به چاپ رسیده است و به جد پیشنهاد می کنم در نمایشگاه به دنبال آن بگردید، مجموعه کتابهای شعری است با عنوان «شعر امروز» که در چندین مجلد به چاپ رسیده است و به اشعار شاعران خوش قریحه و توانمندی چون کبری موسوی، علی داوودی و سید ضیاء قاسمی و ... اختصاص دارد.این مجموعه را «مرکز آفرینشهای ادبی» حوزه ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی منتشر کرده است.
با هم به مرور شعری از کتاب «نام تو چیست» آقای علی داوودی - یکی از کتابهای این مجموعه- می نشینیم:

یکشنبه عصر، نم نم باران، چراغ سبز
یکشنبه باز کوچه، خیابان، چراغ سبز
یکشنبه عصر همقدم شعر تازه ای
دلتنگی ام هیاهوی میدان، چراغ سبز
من می رسم، مجسمه ها ایستاده اند
اینجا که هست معنی انسان چراغ سبز!
بی ابر، بی پرنده، صبور ایستاده است
تنها تر از تمام درختان، چراغ سبز
مانند یک غروب از این خط کشی گذشت
با گام های خسته و لرزان، چراغ سبز
این رد پای کیست که من گم نمی شوم؟
از انقلاب تا به خراسان، چراغ سبز
تهران تمام عاشقی ام را به هم زده است
تهران چراغ قرمز، تهران چراغ سبز

و دیگر پیشنهاد حقیر در زمینه ی غزل، کتابی است از استاد سید ضیاء شفیعی با عنوان «اردی بهشت های فراوان گذشته اند». این کتاب که در طرح و جلدی متفاوت به چاپ دوم رسیده است شامل مجموعه غزلهای زیبایی است که خواندنش خالی از لطف نیست:

هر چند ما، به‌ مهر تو ایمان‌ نداشتیم‌
عاشق‌ شدیم‌ و جرات‌ کتمان‌ نداشتیم‌
پاییز بود و کوچه‌، پر از کودکان‌ عقل‌
عمری‌ گذشت‌ و شوق‌ دبستان‌ نداشتیم‌
آیینه‌ای‌ برابرمان‌ از ازل‌ نبود
یا بود و جز خیال‌ تو، در آن‌ نداشتیم‌
چندان‌ فریب‌ گندم‌ روی‌ تو خورده‌ایم‌
کادم‌ شدیم‌ و حسرت‌ شیطان‌، نداشتیم‌
چنگیز چشم‌های‌ تو با روح‌مان‌ چه‌ کرد؟
ما را چه‌ شد که‌ غیرت‌ طغیان‌ نداشتیم‌
ای‌ آرزوی‌ سوخته‌، ای‌ خواب‌ ناتمام‌
آغازمان‌ کجاست‌ که‌ پایان‌ نداشتیم‌

اما بعد،
شنیده ام که محمدرضا عبدالملکیان از شاعران خوب کشورمان منظومه ی بلندی را با عنوان «پل خواب» توسط انتشارات دارینوش زیر چاپ برده است. عبدالملکیان که او را با شعر نوی زیبای «زیبا، در هر کجای عشق که هستی آغاز کن مرا» از کتاب « رد پای روشن باران» می شناسم اخیراً کتابی نیز با عنوان «حالا که رفته ای» شامل اشعاری درباره ی دکتر قیصر امین پور منتشر کرده است. خواندن این کتاب را نیز که نشر دارینوش منتشر کرده است به دوستداران شعر نو پیشنهاد می کنم.

و بالاخره می رسیم به معرفی کتابی از سید علی صالحی که در زمینه ی شعر سپید شاعر توانمند و نام آشنایی است. کتابهای زیبایی از این شاعر پرتلاش در سالهای قبل منتشر شده است که بی گمان اغلب -اگر نگویم همه- دوستان علاقمند به شعر سپید با آنها آشنا هستند از جمله «دیر آمدی ری را» که نوار صوتی آن با صدای خسرو شکیبایی مدتها مقام بالای فروش را داشت و «سفر به خیر مسافر غمگین 58»  توسط انتشارات محیط و کتاب بسیار زیبای «عاشق شدن در دی ماه، مردن به وقت شهریور» توسط انتشارات دارینوش. سال 86 کتابی از سید علی صالحی منتشر شد با نام «سمفونی سپیده دم» که حکایت از سبک و سیاق تازه ی قلم او داشت.خواندن این کتاب را که «موسسه ی انتشارات نگاه» به چاپ رسانده است، به علاقمندان به شعر سپید و به خصوص شیوه ی خاص سیدعلی صالحی پیشنهاد می کنم.

جهان
پیرتر از آنست که بگویم دوستت دارم
من این راز را به گور خواهم برد

مهم نیست!

صبح ها گریه می کند کودک همسایه
به جای خودش
ظهرها گریه می کند کودک همسایه
به جای من
و شب ها
گریه می کند کودک همسایه
به جای همه.

حق با اوست
همه ما بی جهت به جهان آمده ایم.
جهان
پیرتر از آنست
که این همه حرف
که این همه حدیث!

و... با آنکه می دانم این روزها یافتن یک «یار مهربان» کاغذی در نمایشگاه کتاب بسی سخت تر و صعب تر است از یافتن یار مهربان حقیقی، برای همه ی دوستداران کتاب و کتابخوانی در روزهای شلوغ نمایشگاه  آرزوی موفقیت و شادکامی دارم.

نظرات

"ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم" ممنون از این همه پیشنهاد خوب! اگر چه دست ما کوتاه و خرما بر نخیل :)

21 اردیبهشت 1387 ساعت 01:54 | عطیه علی نقی |  بدون email | آدرس وب

سلام میشه بگید چرا لوح هیچ خبری از برگزاری جشنواره شعر دفاع مقدس منعکس نداد؟

15 اردیبهشت 1387 ساعت 19:02 | یکی مثل خیلی ها |  m_i_1987@yahoo.com | بدون آدرس وب

تشکر از معرفی سبد سبد غزل

14 اردیبهشت 1387 ساعت 01:04 | شین |  onarcis13@ | بدون آدرس وب


نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: