خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
شعر عكس داستان سینما طنز
منثورات
8 دی 1387
2 دی 1387
30 آذر 1387
24 آذر 1387
20 آذر 1387
منظومات
22 آذر 1387
8 مهر 1387
19 تیر 1387
18 اردیبهشت 1387
کاریکلماتورات
6 دی 1387
18 آذر 1387
4 آذر 1387
6 آبان 1387
2 مهر 1387
گذرنامه
12 خرداد 1387
22 مرداد 1387

نمی دانم چرا با اینکه زبان چینی بلد نیستم، خوب سخن چینی می کنم.

 

هیچ ارزی با ارزش تر از عرض معذرت نیست.

 

برای در امان ماندن از خیالهای خامی که به سرتان می زند، از کلاه ایمنی استفاده کنید.

 

آدم های سبک وزن و کمرباریک نمی توانند رفتار سنگینی داشته باشند.

 

درخت آرزو دارد که  لااقل یک نفر به او  بگوید : خسته می شوید. بفرمایید بنشینید.

 

ژاپنی ها بعد از فوت پدرشان، پدر سوخته می شوند.

 

بلبل ها در انتظار رسیدن روزی هستند، که بتوانند  از دست انسان هایی که بدون رعایت کردن حق کپی رایت، سوت بلبلی می زنند؛ شکایت کنند.

 

آنقدر صورتم را با سیلی سرخ کردم که عاقبت  سرخ پوست شدم.

 

شاعری مجرد بود، با ترانه هایش عروسی گرفت.

 

شاعری دوست داشت وقتی مرد، لای آگهی ترحیمش سبزی تازه بپیچند.

 

از چشمت که افتادم، قلبم شکست.

 

هواپیمایی سقوط کرد، کبوتری یاد گرفت که چه گونه پرواز کند.

 

قابیل، هابیل را کشت، چون می دانست کسی نیست که محاکمه اش کند.

 

ای کاش پرنده می دانست؛ قفس چه قدر دلش برای او تنگ می شود.

 

ماهی ها از بچگی توی انشا هایشان می نوشتند که در آینده می خواهند مربی شنا بشوند.

نظرات

عالی بود موفق باشی

12 آبان 1387 ساعت 13:00 | yadi |  بدون email | بدون آدرس وب

موفق باشید

31 مرداد 1387 ساعت 14:46 | مهی |  pasbordi@yahoo.com | بدون آدرس وب

قشنگ بود عزیز جان

28 مرداد 1387 ساعت 17:04 | وربال |  بدون email | بدون آدرس وب

آقای ترکمن عزیز سلام چشم ما با طنزهای زیبایتان آشنا بود که با این کاریکلماتورها نیز ما را از تنهایی درآوردید،خیلی دل نشین و زیبا هستند آرزوی موفقیت روز افزون برایتان دارم. مخلص شما حسین ناژفر

24 مرداد 1387 ساعت 17:38 | حسین ناژفر |  hnaj82@yahoo.com | بدون آدرس وب

جالب و مفید و مختصر بود ممنون

23 مرداد 1387 ساعت 08:41 | ugd |  بدون email | آدرس وب

جناب ترکمن کاریکلماتورهاتان خیلی زیبایند بسی بسیار لذت بردیم موفق باشید . یا علی

22 مرداد 1387 ساعت 11:01 | ساکت |  بدون email | آدرس وب

مرسی مرسی خوبه آدم یاد این می افته که روز رو می شه شب دید و شب رو می شه روز اگه بخوای

22 مرداد 1387 ساعت 09:30 | ندا |  بدون email | بدون آدرس وب


نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: