هفتههایی كه گذشت، همهچیز بر وفق مراد بود و بهجز بحران امنیتی در بمبئی و سقوط پیاپی بانكها و بشریت در امریكا و اروپا، هیچ بحران مهمی در دنیا اتفاق نیفتاد و اوضاع فرهنگ مملكت نیز در آرامش كامل بود؛ با اعلام وضعیت مساعد در رشد فرهنگ و حتی آمار مطالعه به سراغ مرور اخبار فرهنگی و هنری و سپس تكذیب آنها میرویم.
یكم: صد و ده سكه فقط به آلاحمد تعلق میگرفت!
نخستین دوره از جایزهی ادبی جلال آلاحمد با شدت هرچه تمامتر برگزار شد و یكصد و ده سكهی مشهور این جایزه به هیچكس نرسید؛ یكی از بزرگان اهل تمیز با اشاره به این كه جلال آلاجمد درگذشته است، افزود: طبیعیست كه با این اتفاق، نمیتوانیم به ایشان یا هر نویسندهی دیگری این همه سكه بدهیم؛ تقسیم چند دستهی بیست و پنج تایی از سكهها بین چند نویسندهی مشهور نیز نتوانست انفجارهای ناشی از این تقدیرها را مهار كند و البته هنوزهیچیك از داوران هم مسؤولیت این انفجارها را بر عهده نگرفته است.
دوم: ردپای ابتذال در سینمای روشنفكری
یكی از كارگردانان جوان، كه متاسفانه با كسب جوایز خجالتآور خارجی مشهور شده است، در اقدامی مشكوك اعلام كرده است كه دیگر به سراغ فیلمهای خاص نخواهد رفت و با افتخار، فیلم مبتذل خواهد ساخت. یكی از بازیگران مشهور كه در حال امضای قرارداد كلانی با یك تهیهكنندهی مشهور بود، ورود این كارگردان به عرصهی فیلمهای خانوادگی را اتفاقی مثبت ارزیابی كرد. تهیهكنندهی فیلم در حال ساخت «چی كنم؟ چیكار كنم؟ تو منو نشناختی» هم با اعلام آمادگی برای كار با این كارگردان، افزود: فیلمهای خانوادگی عاطفی ـ فنی ما هرگز مبتذل نبودهاند و ایشان هم بهزودی با ساخت فیلمهای ارزشمندی از این دست و ارتقای پایهی مالی، خودبهخود توجیه خواهند شد.
سوم: استاد بیا بالا
استاد محمدرضا لطفی با انتقاد از همهی بزرگان موسیقی مملكت افزودند: چرا بزرگان موسیقی مملكت در جشنوارهی بزرگ موسیقی فجر شركت نمیكنند؟ در پی این گلایه رقابتها برای ناپدید شدن افراد فعال در حوزهی موسیقی سنتی آغاز شده است و پیشبینی میشود كه زد و خوردهای قبلی بر سر سابقهی استادی مجددا احیا شود. یكی از مقامات بیربط به مقولهی موسیقی هم با ابراز تاسف از پدیدهی بیمحلی به جشنوارههای فجر، چیزهایی افزود كه بهتر است در ادامه به بحران بمبئی نگاهی تازه بیندازیم و نقش استكبار را در آن همیشه بررسی كنیم.
چهارم: توجیه شو برادرم
ابراهیم حاتمیكیا در اقدامی عجیب خواستار رفع توقیف فیلم «به رنگ ارغوان» شده است و ابراز امیدواری كرده كه با گذشت چهارسال از روزهایی كه نسبت به جمعآوری خودش و فیلم مربوطه توجیه شده بود، دوستان نسبت به آزادسازی فیلم نظر مساعد داشته باشند. یكی از دوستان هم در حالی كه میخندید، برای توجیه مجدد كارگردان ارزشمند سینمای ایران اعلام آمادگی كرد. پایان اخبار میباشد.
پنجم: ناموس و عكس
نمایشگاه عكسهای پیمان هوشمندزاده برگزار، مورد استقبال عموم مخاطبان، مورد استقبال برخی مسؤولین، مورد تشكیك و سپس جمعآوری شده است. توضیحات بیشتر بهدلیل آن كه ما عكسها را ندیدهایم، لازم به نظر نمیرسد.
ششم: این بخش بهطور طبیعی تكذیب میشود
ایدهی ثبت روز ملی كوروش، اخیرا مطرح شد و سپس بهشدت تكذیب شد؛ یكی از كارشناسان امور مصلحتهای تاریخی با اعلام نكاتی كه همشهری عصر از چاپ آنها فعلا معذور است، دلایلی را در رد یا قبول این ایده مطرح كرد كه همشهری عصر بهدلیل تصمیم بر ادامهی كار از انتشار آنها خودداری میكند؛ یك كارشناس نامعلوم هم چیزهایی افزود كه به ما و شما مربوط نیست. بهتر است فعلا به اخبار حاشیههای پس از بحران امنیتی بمبئی توجه كنیم.
هفتم: پاسخ به نامهها
دوست گرامی سركار خانم نازگل آندرلاین تنهای دوهزار و هشت، با سلام و احترام؛ ایمیل شما كه حاوی تحلیلهای عمیقی از فضای حاكم بر جشنوارههای فرهنگی و ادبی بود، خوانده شد و اعضای تحریریه هم از ایدهی برگزاری جشنوارههای بدون سكه استقبال كردند و آن را گامی مثبت در راستای فرهنگ مملكت ارزیابی نمودند؛ البته مشكل اینجاست كه هیچیك از اعضای تحریریه به دلایل مسائل معیشتی حاضر به شركت در چنین جشنوارههایی نیستند. لطفا برای توجیه و همكاری بیشتر حضورا خدمتتان برسیم.